* خلاصه مطلب
اوراق مشارکت و اوراق اجاره، جزو اوراق بهادار بدون ریسک محسوب میشوند و قراردادهای آتی، جزو اوراق بهادار بسیار پرریسک و در این میان، سهام و حق تقدم خرید سهام، ریسک متوسطی دارند. طبیعتا براساس اصل رابطه مستقیم ریسک و بازده، هر اندازه ریسک اوراق بهادار بیشتر میشود، خریداران اوراق انتظار کسب بازدهی بیشتری خواهند داشت. در ادامه هریک از این اوراق بهادار را به اختصار معرفی می کنیم.
1- اوراق مشارکت
اوراق مشارکت اوراق بهاداری است که بیانگر مشارکت دارنده آن در یک طرح است. فردی که اوراق مشارکت را خریداری میکند، در فواصل زمانی تعیین شده (مثلا سه ماهه)، سود معینی را به عنوان سود علیالحساب مشارکت در طرح موردنظر، دریافت کرده و در پایان دوره سرمایهگذاری نیز اصل سرمایه خود را دریافت میکند. مهمترین مزیت اوراق مشارکت، تضمین پرداخت سود این اوراق است. البته، سود اوراق مشارکت علیالحساب است و سود قطعی اوراق، پس از پایان دوره سرمایهگذاری محاسبه و مابهالتفاوت سود علیالحساب و سود قطعی، به سرمایهگذاران پرداخت میشود.
2- اوراق اجاره
اوراق اجاره نیز همانند اوراق مشارکت، یکی از انواع اوراق بهادار با درآمد ثابت و بدون ریسک محسوب میشود. تفاوت اوراق اجاره با اوراق مشارکت این است که در اوراق مشارکت، سرمایهگذار در یک طرح مشخص، مشارکت کرده و سودی که دریافت میکند، سود حاصل از مشارکت است اما در اوراق اجاره، سرمایهگذار با خرید اوراق اجاره، در واقع به نسبت سرمایه خود مالک یک دارایی (مثل هواپیما) شده و با اجاره دادن این دارایی به شرکت متقاضی و دریافت اجاره بها از آن شرکت، سود به دست میآورد؛ بنابراین سود دارندگان اوراق اجاره، همان مبالغ اجاره بهایی است که در فواصل زمانی تعیین شده، دریافت میکند. سود اوراق اجاره نیز مانند اوراق مشارکت، تضمینشده و معاف از پرداخت مالیات است.
3- سهام
سهام، بیانگر میزان مالکیت فرد از یک دارایی است، بنابراین اگر به عنوان مثال، فردی یک درصد سهام شرکتی را در اختیار داشته باشد، به این معناست که مالک یک درصد شرکت بوده و به همین اندازه، در سود و زیان شرکت سهیم خواهد بود. بنابراین، سهامدار یک شرکت، به علت سهیم بودن در سود و زیان آن شرکت، ریسک بیشتری در مقایسه با اوراق مشارکت و اوراق اجاره متحمل شده و در ازای پذیرش این میزان ریسک، انتظار کسب بازدهی بیشتـری دارد.
همین مزیت نیز سهام را به یکی جذابترین انواع اوراق بهادار بورس از دید سرمایهگذاران تبدیل کرده؛ به نحویکه بیشترین حجم معاملات بورس، به معاملات سهام اختصاص دارد. با توجه به ریسک بیشتر سهام، ضروری است سرمایهگذاران قبل از انتخاب سهام موردنظر خود، همه اطلاعات مؤثـر بر قیمت سهام را بررسی کرده و بر این اساس، تصمیمگیری نمایند. به طور کلی سه دسته عوامل بر قیمت سهام شرکتها تأثیرگذارند:
- عوامل محیطی، مانند وضعیت کلان اقتصادی و سیاسی، سیاستهای پولی، مالی و ارزی، بودجه سالیانه کشور و قوانین و مقررات
- عوامل مرتبط با صنعتی که سهام مربوط به آن است مانند میزان عرضه و تقاضا برای محصولات، نحوه قیمتگذاری محصولات، میزان رقابت در صنعت، حجم سرمایهگذاریهای صورتگرفته در صنعت، سایر صنایع مرتبط و میزان تغییرات فناوری در صنعت
- عوامل درونی ، مانند میزان سودآوری شرکت و تداوم روند سودآوری، نسبت قیمت به درآمد سهم (P به E)، قابلیت نقدشوندگی سهام شرکت، میزان داراییها و بدهیهای شرکت، طرحهای توسعهای شرکت، ترکیب سهامداران شرکت و نحوه مدیریت شرکت
موضوع دیگری که درخصوص سهام باید مدنظر قرار گیرد، انواع قیمتی است که برای سهام تعیین میشود. بطور کلی، چهار نوع قیمت برای سهام قابل تعریف است:
- قیمت اسمی، یعنی قیمتی که سهم برای نخستینبار، با آن قیمت منتشر میشود. قیمت اسمی همه سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس، 100 تومان است
- قیمت دفتری، یعنی قیمتی که نشاندهنده میزان ارزش هر سهم، براساس دفاتر مالی شرکت است. برای محاسبه قیمت دفتری، باید بدهیهای شرکت را از داراییهای شرکت کسر کرده و عدد حاصل را که بیانگر مجموع سرمایه سهامداران است، بر تعداد سهام تقسیم کنیم.
- قیمت بازار، یعنی قیمتی که سهم براساس آن قیمت در بورس خرید و فروش میشود
- قیمت ذاتی، یعنـی ارزش واقعی سهام. درصورتی که از دید یک سرمایهگذار قیمت ذاتی سهم از قیمت بازار سهم بیشتر باشد، آن سهم گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود.
نکته پایانی درباره سهام نیز اصول مهم در خرید و فروش سهام است؛ اصولی مانند 1- تصمیمگیری براساس اطلاعات معتبر و عدم توجه به شایعات، 2- سرمایهگذاری با دید بلندمدت، 3- تشکیل سبد متنوع سهام به جای خرید یک یا چند نوع سهم محدود 4- پایش مستمر وضعیت سهـام و تغییر ترکیب سبد سهام، درصورت نیاز 5- سرمایهگذاری با سرمایه مازاد 6- پذیرش نوسان، به عنوان ذات بازار سهام و عدم بروز رفتارهای هیجانی و در نهایت 7- مشورت با افراد متخصص و خبر، مهمترین اصول خرید و فروش سهام در بورس به شمار میروند.
4- گواهی حق تقدم خرید سهام
همان طور که گفتیم، هنگامیکه شرکت بهمنظور افزایش سرمایه، سهام جدید منتشر میکند، سهامداران فعلی شرکت در اولویت خرید این سهام هستند. به این منظور، شرکت به سهامداران فعلی خود، اوراقی تحت عنوان گواهی حق تقدم خرید میدهد. سهامداران شرکت با استفاده از گواهی حق تقدم خرید، میتوانند سهام جدید شرکت را با قیمت اسمی، یعنی هر سهم 100 تومان خریداری کنند.
باتوجه به اینکه قیمت بازار سهام، معمولا از قیمت اسمی آنها بیشتر است، اوراق گواهی حق تقدم خرید یک ورقه بهادار محسوب شده و سهامداران فعلی شرکت درصورت عدم تمایل به خرید سهام جدید نیز میتوانند همین اوراق را در بورس، بفروشند. قیمت گواهی حق تقدم در بورس، معمولا برابر با مابهالتفاوت قیمت اسمی و قیمت بازار سهم میباشـد.
5- قراردادهای آتی سهام
قرارداد آتـی قراردادی است که براساس آن، فروشنده متعهد میشود تعداد معینی سهام را در تاریخ معین در آینده، با قیمت مشخص به خریـدار تحویل نماید؛ در مقابل خریدار قرارداد آتی هم متعهد میشود سهام موردنظر را در تاریخ تعیین شده، با قیمت معین از فروشنده اوراق، خریداری نماید.
مهمترین تفاوت خریـد قرارداد آتـی سهام در مقایسه با خرید خود سهام این است که در خرید سهام، خریدار باید همه مبلغ را به فروشنده پرداخت کند، اما در قرارداد آتـی، خریدار و فروشنده صرفـا با سپردهگذاشتن درصدی از مبلغ معامله به عنوان وجه تضمین نزد بورس، نسبت به خرید و فروش همان میزان سهم در آینده، با قیمت مشخص، متعهد میشوند، بنابراین، سرمایهگذاران حتی درصورت نداشتن مبلغ بسیـار زیاد برای سرمایهگذاری نیز میتوانند ریسک بسیار زیادی را متحمل شوند و این ویژگی، باعث افزایش پیچیدگی قراردادهای آتی، در مقایسه با سهام میشود، بر همین اساس، سرمایهگذاری در قراردادهای آتی صرفا به افراد متخصص و کارآزموده در حوزه بورس توصیه میشود.
نکته پایانی هم اینکه در بازار سرمایه ایران، قرارداد آتی صرفا محدود به سهام نیست، بلکه در بورس کالای ایران نیز قراردادهای آتـی سکه بهار آزادی توسط متخصصان این بازار، داد و ستد میشود و جالب اینکه حجم معاملات قراردادهای آتی سکه طلا در بورس کالای ایران، بسیار بیشتـر از حجم معاملات قراردادهای آتی سهام است.
******** مشروح ********
اگر بخواهیم اوراق بهادار را براساس درجه ریسک آنها معرفی کنیم، نخست باید به سراغ اوراق مشارکت برویم. چون این اوراق، بازدهی تضمین شده دارد و بنابراین، هیچگونه ریسکی را متوجه سهامـدار نمیکنـد. اما اوراق مشارکت چیست؟
اوراق مشارکت
همان طور که از اسم این اوراق هم مشخص است، اوراق مشارکت اوراق بهاداری است که بیانگر مشارکت دارنده آن در یک طرح است. اجازه بدهید با یک مثال توضیح دهیم. فرض کنیـد یک شرکت پتروشیمی برای راهاندازی خط تولید جدید، به 200 میلیارد تومان سرمایه جدید نیـاز دارد. همچنین براساس بررسیهای کارشناسی، درصورت راهاندازی این خط تولیـد، سرمایه صرف شده برای آن ظرف مدت 4 سال پس از راهاندازی، از محل افزایش درآمد ناشی از فروش محصولات جدید، جبران شده و میزان سوداوری شرکت هم طی این مدت، سالانه 25 تا 30 درصد افزایش خواهد یافت، به بیان دیگر، طرح مذکور دارای توجیه اقتصادی است.
در چنین حالتی، یکی از روشهایی که شرکت خودروساز میتواند برای تأمین سرمایه موردنیـاز خود از آن استفاده کنـد، انتشار اوراق مشارکت است. به این ترتیب، شرکت خودروسازی با فروش این اوراق به سرمایهگذاران، منابع مالی مورد نیاز خود را از آنها تأمین کرده و سرمایهگذاران نیز در ازای این مشارکت، به نسبت سرمایـه خود در منافع حاصل از راهاندازی خط تولید جدیـد شریک خواهنـد شد.
مهمترین جذابیت اوراق مشارکت در مقایسه با سایر انواع اوراق بهادار مانند سهام، تضمین پرداخت سود است، به این معنـا که دارنده اوراق مشارکت اطمینان دارد که سود مشخص و تضمینشدهای را بهعنوان سود علیالحساب، در فواصل زمانـی معیـن، دریافت میکند. اما چه کسی، پرداخت حداقل سود را تضمین میکند؟
طبیعتا شرکت یا سازمان منتشرکننده این اوراق نمیتواند خودش، پرداخت سود اوراق را هم تضمین کند. در حال حاضـر، سود اغلب اوراق مشارکتی که در کشور منتشر میشود، توسط بانکها و موسسات مالی معتبر و یا دولت، تضمین میشود، بنابراین، خریدار این اوراق اطمینان دارد که در سررسیدهای مشخص، سود تعهدشده را دریافت میکنـد. در مورد اوراق مشارکت، باید به چند نکتـه توجه داشت:
1- همان طور که قبلا هم گفتیم، بین ریسک و بازده رابطه مستقیـم وجود دارد، بنابراین اوراق مشارکت، با توجه به اینکه بازدهی تضمین شده دارند و ریسکی را متوجه سرمایهگذار نمیکنند، بنابراین بازده مورد انتظار آنها هم در مقایسه با سایر انواع اوراق بهادار، کمتـر است.
2- سود تضمینشده اوراق مشارکت، به صورت علیالحساب به دارنده اوراق پرداخت میشود، به این معنا که پس از پایان پروژه و در سررسید نهایی، ناشر اوراق موظف است سود قطعی پروژه را محاسبه کرده و درصورتی که سود قطعی پروژه، بیشتر از سود علیالحساب پرداختی به خریداران اوراق باشد باشد، مابهالتفاوت را به آنها پرداخت نماید. البته، درصورتی که سود قطعی پروژه، از سود علیالحساب پرداختی کمتر باشد، جبران مابهالتفاوت برعهده ضامن اوراق مشارکت است و ضرر و زیانـی از این بابت، متوجه خریدار این اوراق نیست.
3- سود اوراق مشارکت، معاف از پرداخت مالیات است و این موضوع نیز یکی از جذابیتهای سرمایهگذاری در اوراق مشارکت محسوب میشود.
4- اوراق مشارکت، اغلب بینام منتشر شده و فردی که این اوراق را در اختیار دارد، مالک آن شناخته میشود، بنابراین باید از اوراق مشارکت نیز همانند اسکناس و بلکه بیشتر از آن، مراقبت کرد. البته، بانکها معمولا این امکان را برای خریداران اوراق مشارکت فراهم میکنند که بتوانند اوراق خریداری شده را نزد بانک، به امانت بگذارند تا از مواردی مانند سرقت، آتشسوزی و... در امان باشد.
5- سود اوراق مشارکت، در فواصل زمانی تعیین شده (مثلا یک ماهه یا سه ماهه) و ازطریق برگههایی که همراه اوراق مشارکت، به خریدار تحویل میشود، به وی پرداخت میشود. درصورتی که فرد اوراق مشارکت را نزد خود نگهداری کند، هنگام تحویل برگههای دریافت سود به بانک، باید اصل اوراق مشارکت را هم به همراه داشته باشند تا مالکیت فرد بر این اوراق، توسط بانک احراز شود. البته، همان طور که گفته شد، خریدار اوراق مشارکت میتواند اوراق خود را نزد بانک به امانت گذارده و با پرداخت کارمزد جزئی، از بانک بخواهد تا سود اوراق را در سررسیدهای تعیین شده، به صورت منظم به حسابش واریز نماید.
6- باتوجه به اینکه طرحهایی که برای تأمین مالی آنها، اوراق مشارکت منتشر میشود، معمولا طرحهای زمانبر هستند، بنابراین اوراق مشارکت نیز اغلب با سررسیدهای سه تا چهارساله منتشر میشوند. اما اگـر خریدار اوراق به هر دلیل، قبل از دوره سررسید به پول خود نیاز پیدا کرد، میتواند با مراجعه به یکی از شعب بانکی که اوراق را از آن خریداری کرده، ضمن تحویل اوراق مربوطه به بانک، اصل پول خود را دریافت نماید. طبیعتا سودهای دریافتی تا تاریخ تحویل اوراق به بانک نیز به عنوان سود دوره مشارکت، متعلق به فـرد میباشد. البته معمولا درصورت تسویه زودتر از موعد، بانکها نرخ سود قابل پرداخت به مشتری را اندکی کاهش داده (مثلا از 20 درصد به 19 درصد) و مابهالتفاوت نرخ جدید با نرخ پرداختی تا آن زمان را، از مشتری دریافت میکنند.
7- درصورتیکه اوراق مشارکت در بورس یا فرابورس نیز پذیرفته شده باشند، دارنده این اوراق میتواند برای فروش آنها قبل از سررسید، به یکی از شرکتهای کارگزاری بورس مراجعه کرده و براساس روشی که در برنامههای قبل توضیح دادیم، نسبت به فروش اوراق خود اقدام نماید. در این صورت، طبیعتـا اوراق مشارکت نیز همانند سهام، براساس قیمتی که در بورس برای آن متقاضی وجود داشتـه باشد، فروختـه خواهد شد و سود دارنده اوراق مشارکت نیز از بابت تسویه زودتر از موعد، کاهش نمییابد.
در پایان هم به این نکته اشاره کنم که در حال حاضر، علاوهبر شرکتهای فعال در بخش خصوصی، دولت و شهرداریها هم برای تأمین منابع مالی موردنیاز برای پروژههای عمرانی، زیربنایی و...، اقدام به انتشار اوراق مشارکت مینمایند. ساخت خطوط جادهای و ریلی، سـد، تونل، نیروگاه، مجتمعهای اداری و مسکونی و...، نمونههایی از مواردی است که دولت و یا شهرداریها، برای تأمین مالی آنها اقدام به انتشار اوراق مشارکت میکنند و تبلیغات آنها هم در رسانهها، به وفور مشاهده میشود.
- مبانـی فقهی انتشار اوراق مشارکت و تفاوت آن با اوراق قرضه
یکی از سؤالاتی که ممکن است درخصوص اوراق مشارکت برای خیلی افراد پیش بیاید، این است که باتوجه به اینکه سود این اوراق، تضمین شده است، آیا سرمایهگذاری در آنها اشکال شرعی ندارد؟ چه تفاوتی میان اوراق مشارکت که در ایران و برخی کشورهای اسلامی منتشر میشود، با اوراق قرضه که در سایر کشورها منتشر میشود وجود دارد درصورتیکه در هر دو نوع اوراق، سود تضمینشده به سرمایهگذاران پرداخت میشود؟ در این برنامه، قصد داریم به این سؤالات پاسخ دهیم.
برای پاسخ به این سؤال باید توجه کنیم که دریافت هر نوع سود تضمینشده غیر شرعی نیست. به عبارت دیگر برخی از سودهای تضمینشده مشکل شرعی دارند اما برخی دیگر بیاشکال هستند. برای روشنشدن بحث، باید به تفاوتهای بین اوراق مشارکت و اوراق قرضه توجه کنیم.
اگر بهخاطر داشته باشید، در توضیح اوراق مشارکت گفتیم که سرمایهگذار، با خرید اوراق مشارکت، در پروژه معینی مثل احداث جاده، نیروگاه و... مشارکت کرده و طبیعتا، در سود آن پروژه سهیم خواهد شد. بنابراین، پشتوانـه اوراق مشارکت، یک دارایـی مشخص، مثل نیروگاه، جاده، سـد و یا یک خط تولیـد است. اما در اوراق قرضه، این چنیـن نیست. از اسم این اوراق هم مشخص است که منتشرکننده اوراق از سرمایهگذار، پول قرض میکند، اما این که این پول با چه هدفی و برای چه کاری قرض میشود، مشخص نیست. بنابراین، خریدار اوراق قرضه در واقع، پول خود را بابت کاری که نمیداند چیست، در اختیار منتشرکننده اوراق قرار داده و ناشر اوراق نیز به وی، سـود میپردازد.
این اولین نکتهای است که اوراق قرضه را غیر شرعی میکند؛ چرا که براساس تعالیم اسلامی، ربـا که یکی از بزرگترین گناهان به شمار میرود، زمانی اتفاق میافتد که فردی، چیزی (اعم از پول یا غیر از آن) را به کسی قرض دهد و شرط کند که هنگام پس دادن، باید بیشتر از اصل سرمایـه را به وی بازگرداند. مثلا فردی 100 هزار تومان به کسی قرض دهد و شرط کند که هنگام پسدادن پول، باید 120 هزار تومان به وی بازگرداند. آنچه که در اوراق قرضه اتفاق میافتد، دقیقا همین حالت است اما در اوراق مشارکت چنین چیزی رخ نمیدهد؛ زیرا سرمایهگذار با خرید اوراق مشارکت، در ایجاد و یا توسعه یک دارایی معین، مثل سد، جاده و... مشارکت کرده و سودی که دریافت میکند، بابت مشارکت در این کار است؛ امری که از لحاظ شرعی نهتنها اشکالی ندارد، بلکه پسندیده نیز هست.
دومین مساله این است که در اوراق قرضه مشخص نیست که منتشرکننده (ناشر) این اوراق، پول را برای چه کاری صرف خواهد کرد. چه بسا پول ناشی از فروش اوراق قرضه، صرف کارهایـی شود که ازنظر اسلام، جایز نیست اما در اوراق مشارکت، پروژهای که قرار است تأمین مالی برای آن انجام شود، کاملا مشخص و مورد تأئید بوده و به سرمایهگذاران از قبل، اعلام میشـود.
بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که برای انتشار اوراق مشارکت، شرکت یا دستگاهی که قصد انتشار این اوراق را دارد، ابتدا باید طرح توجیه اقتصادی درباره پروژهای که قرار است اوراق مذکور، برای تأمین مالی آن منتشر شود، تهیه نماید. تنها درصورت تأئید این طرح توسط نهادهای مربوط مثل بانک مرکزی و سازمان بورس، شرکت اجازه انتشار اوراق مشارکت را خواهد داشت. همچنین نرخ سود علیالحساب اوراق مشارکت نیز براساس طرح توجیه اقتصادی و البته، در چارچوب سیاستهای پولی و مالی کشور، تعییـن و به سرمایهگذاران اعلام میشود. بدین ترتیب مشخص است که نظارت لازم بر این مساله از سوی نهادهای مسؤول صورت میگیرد.
مجددا یادآور میشود ناشر اوراق مشارکت باید پس از پایان طرح و در سررسید نهایی اوراق، سود قطعی طرح را محاسبه کرده و درصورتی که سود قطعی از سود پرداختی به سرمایهگذاران بیشتر باشد، مابهالتفاوت را به آنان پرداخت نماید. البته، درصورتی که سود قطعی پروژه، از سود علیالحساب پرداختی کمتر باشد، جبران مابهالتفاوت برعهده ضامن اوراق اوراق مشارکت بوده و ضرر و زیانی از این بابت، متوجه خریدار این اوراق نیست.
پیشتر گفتیم که علاوهبر اوراق مشارکت که جزو اوراق بهادار بدون ریسک محسوب میشوند، نوع دیگری از اوراق بهادار به نام "اوراق اجاره" هم در بورس خرید و فروش میشود که این اوراق نیز مانند اوراق مشارکت، دارای سود معین و تضمینشده هستند.
اگر به خاطر داشته باشید، در معرفی اوراق مشارکت گفتیم که این اوراق، به این دلیل اوراق مشارکت نامگذاری شده است که در واقع، خریدار این اوراق با منتشرکننده (ناشر) اوراق، در یک طرح مشخص مانند احداث نیروگاه، جاده، سد و... مشارکت کرده و در منافع ناشـی از این طرح، سهیم میشود، بنابراین، اوراق مشارکت نشاندهنده نوعی رابطه شراکت بین فروشنده و خریدار این اوراق میباشد.
در اوراق اجاره هم ارتباطی مشابهِ اوراق مشارکت ولی در قالب رابطه موجر و مستأجری، بین خریدار و فروشنده این اوراق برقرار میشود. اجازه بدهید با یک مثال، توضیـح دهیم.
فرض کنید یک شرکت هواپیمایی برای افزایش ظرفیت حمل و نقل مسافر، نیاز به یک فروند هواپیمای جدید دارد، اما در حال حاضر، منابع مالی لازم برای خرید هواپیما را در اختیار ندارد. فکر میکنید چه گزینه دیگری به جز خریـد، پیش روی این شرکت قـرار دارد؟ همان طور که اگر کسی قادر به خرید منزل برای سکونت نباشد، اقدام به اجاره منزل مسکونی میکند، شرکت هواپیمایی هم میتواند هواپیمای مورد نیاز خود را اجاره کرده و در فواصل زمانی مشخص، به مالک هواپیما اجاره بها بپـردازد.
این امکان از طریق انتشار اوراق اجاره، برای شرکت هواپیمایـی فراهم میشود. اما چگونـه؟ انتشار اوراق اجاره ازطریق یک نهاد مالی به نام "نهاد واسط" انجام میشود، به این صورت که ابتدا، نهاد واسط اوراق اجاره را منتشر و ازطریق شبکه بانکی و یا بازار سرمایه، این اوراق را برای فروش، عرضه میکند. با فروش این اوراق به سرمایهگذاران، منابع مالـی لازم برای خرید هواپیما در اختیار نهاد واسط قرار میگیرد. سپس نهاد واسط به وکالت از سرمایهگذاران، هواپیمای موردنظر را خریداری کرده و برای دوره مشخص، به شرکت هواپیمایی اجاره میدهد. شرکت هواپیمایی هم که با استفاده از این هواپیمای جدید، توانسته است درآمد خود را افزایش دهد، در فواصل زمانی معین (مثلا هر سه ماه یکبار)، اجاره بها را به شرکت واسط پرداخت میکند و شرکت واسط نیز که در واقع، وکیل سرمایهگذاران محسوب میشود، مبلغ اجاره بها را به آنها پرداخت مینماید.
در پایان دوره اجاره نیز شرکت واسط به وکالت از سرمایهگذاران، هواپیمـا را به قیمت اسمی، یعنی همان قیمتی که خریداری کرده است، به شرکت هواپیمایی فروخته و اصل پول خریداران اوراق اجاره را به آنها باز میگرداند. اجازه بدهیـد یک بار دیگر، فراینـد عرضه اوراق اجاره در مثال فـوق را به شکل دقیقتر مرور کنیم:
1- دریافت مجوزهای لازم از سازمان بورس و اوراق بهادار
2- انتشار اوراق اجاره توسط نهاد واسـط و فروش این اوراق به سرمایهگذاران
3- خرید هواپیمـا توسط نهاد واسـط، با منابع مالی حاصل از فروش اوراق اجاره
4- اجارهدادن هواپیمـا به شرکت هواپیمایـی
5- دریافت اجارهبهـا از شرکت هواپیمایی، توسط نهاد واسط و پرداخت اجارهبها به سرمایهگذاران در فواصل زمانی تعیین شده
6- فروش هواپیما در پایان دوره اجاره به همان قیمت خرید، توسط نهاد واسط و بازگرداندن اصل پول به سرمایهگذاران
نکتهای که باید مدنظر قرار گیرد، این است که سود حاصل از سرمایهگذاری در اوراق اجاره، در واقع همان مبالغ اجارهبهایی است که خریداران اوراق، در طول دوره اجاره دریافت میکنند. این مبلغ، معمولاحداقل معـادل سود اوراق مشارکت و حتی بعضا، مقداری بیشتر تعیین میشود تا اوراق اجاره، جذابیت لازم را برای سرمایهگذاران داشته باشند. همچنین سود حاصل از اوراق اجاره نیـز همانند سود حاصل از اوراق مشارکت، از پرداخت مالیات معاف است.
نکته دیگـر اینکه در اوراق اجاره نیز همانند اوراق مشارکت، خریداران اوراق به نسبت میزان سرمایهگذاری، مالک دارایـی محسوب میشونـد و بر همین اساس، اجارهبها دریافت میکنند، بنابراین، اوراق اجاره نیز همانند اوراق مشارکت، یک اوراق بهادار اسلامی محسوب میشود که به پشتوانه یک دارایی معین (مثل هواپیما) منتشر شده است.
سؤالی که ممکن است در این خصوص، برای شما به وجود آمده باشد، این است که اساسـا نقش نهاد واسط چیست و اگر این نهاد از فرایند انتشار اوراقاجاره حذف شود، چه مشکلی ایجاد خواهد شد؟
باز گردیم به مثال شرکت هواپیمایی. در این مثال گفتیم که نهاد واسط هواپیما را با منابع مالی حاصل از فروش اوراق اجاره به سرمایهگذاران، خریداری کرده و سپس به شرکت هواپیمایی، اجاره میدهد. حال فرض کنید نهاد واسط از این فرآیند حذف شود. چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ طبیعتا سرمایهگذاران باید مبالغ مختلفی را که در اختیار دارند، یکجا جمع کرده، هواپیما را خودشان خریداری کنند و در قالب قراردادهای جداگانه، سهم خود از هواپیما را به شرکت هواپیمایی اجاره دهنـد! همچنین هرکدام، مستقیم با شرکت هواپیمایی در ارتباط بوده و مبالـغ اجارهبهای خود را دریافت نمایند. در پایان دوره اجاره هم باید همه سرمایهگذاران، با شرکت هواپیمایی، قراردادهای فروش جداگانه منعقد کرده و سهم خود از هواپیما را به شرکت مذکور بفروشند. مشخص است که این کار بسیار دشوار و پردردسر است. هم سرمایهگذاران و هم شرکت هواپیمایی درگیر مجموعهای از روابط کاری خواهند شد که انجام آن وقت و انرژی بسیار زیادی از طرفین خواهد گرفت. بنابراین، نهاد واسط این نقش را به عهده میگیرد تا فعالیت اقتصادی طرفین تسهیل شود.
نهاد واسط، همان طور که از اسمش هم مشخص است، نقش واسطه بین خریداران اوراق اجاره، به عنوان موجر و شرکت متقاضی دارایی، به عنوان مستأجر را ایفا میکند. این نهاد از یکسو، وکیل سرمایهگذاران محسوب میشود؛ زیرا به وکالت از آنها و با استفاده از وجوه ناشیاز فروش اوراق اجاره، دارایـی موردنظر را خریداری کرده و این دارایی را در قالب قرارداد مشخص، به شرکت متقاضی اجاره میدهد. از سوی دیگر به وکالت از شرکت متقاضی، برخی امور ازجمله پرداخت مبالغ اجاره بها به خریداران اوراق اجاره را انجام میدهـد.
بنابراین، اگر بخواهیم در یک جمله، نقش نهاد واسط را در فرایند انتشار اوراق اجاره توضیح دهیم، این نهـاد نقش وکیل دوجانبـه سرمایهگذار (موجـر) و متقاضی دارایـی (مستأجر) را ایفا میکند.
به دلیل اهمیت نقش نهـاد واسـط در فرایند انتشار اوراق اجاره، مجلس شورای اسلامی نیز در قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالـی جدید که یکی از قوانین مهم و مرجع در بازار سرمایه محسوب میشود، این نهاد مالی را به رسمیت شناخته است. در این قانون، نهاد واسط اینگونـه تعریف شده است:
" نهاد واسـط، یکی از نهادهای مالی موضوع قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران است که میتواند با انجام معاملات موضوع عقود اسلامی، نسبت به تأمین مالی از طریق انتشار اوراق بهادار اقدام نماید"
همانطور که قانون هم صراحت دارد:
اولا نهاد واسط، یک نهاد مالی است و تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار فعالیت میکند، بنابراین نظارت دقیق بر عملکرد این نهاد توسط سازمان بورس صورت میگیرد.
ثانیا نقش نهاد واسـط، تأمین مالی ازطریق انتشار اوراق بهادار براساس عقود اسلامی است، بنابراین کلیه ملاحظات شرعی در انتشار اوراق بهادار توسط نهاد واسط، مدنظر قرار گرفته و این اوراق، براساس عقود اسلامی، مانند عقد مشارکت، عقد اجاره و یا سایر عقود اسلامی، منتشر میشود.
اما پرداخت سود اوراق اجاره در طول دوره و همچنین پرداخت اصل پول سرمایهگذاران در پایان دوره اجاره، چگونه تضمین میشود؟ اینجاست که نقش یکی دیگر از ارکان انتشار اوراق اجاره، یعنی "ضامن" مشخص میشود. در ادامه، قصد داریـم درباره ضامن، برای شما صحبت کنیم.
ضامن در فرآیند انتشار اوراق اجاره چه نقشی دارد؟
ضامن، در واقع بازپرداخت اصل سرمایـه و همچنین سود سرمایهگذاران در اوراق اجاره را تضمین میکند، به این معنا که اگر شرکت منتشرکننده اوراق اجاره، به هر دلیلی از عهده انجام تعهدات خود مبنیبر پرداخت سود سرمایهگذاران در طول دوره اجاره (که در واقع، همان مبالغ اجارهبهاست) و یا اصل سرمایه آنها در پایان دوره اجاره بر نیامد، ضامن متعهد است این مبالـغ را بلافاصله، به سرمایهگذاران پرداخت نمایـد.
براساس مقررات موجود، تنها مؤسسات و نهادهای مالی معتبر مانند بانکها، مؤسسات مالی و اعتباری تحت نظارت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و شرکتهای بیمه میتوانند نقش ضامن را در فرآیند انتشار اوراق اجاره، ایفا کننـد، زیرا ضامن، باید بتواند بهراحتی از عهـده تعهدات خود برآیـد.
سایر ارکان اوراق اجاره
تاکنون چهار رکن اصلی دخیل در فرایند انتشار اوراق اجاره را به شما معرفی کردهایم:
1- منتشرکننده اوراق اجـاره که اصطلاحا از آن، به "بانـی" هم یاد میشود، مثل شرکت هواپیمایی
2- "دارندگان" اوراق اجاره که با هدف سرمایهگذاری، اقدام به خرید این اوراق میکنند
3- "نهاد واسط" که نقش واسطه بین بانـی و دارندگان اوراق را ایفا میکند
4- "ضامن" که پرداخت اصل سرمایه و سود دارندگان اوراق را تضمین میکند
علاوهبر این چهار رکن، ارکان دیگری هم در فرایند انتشار اوراق اجاره دخیل هستند که مهمترین آنها عبارتنـد از:
5- عامل فروش: عامل فروش، در واقع وظیفه عرضه اولیه اوراق اجاره به سرمایهگذاران را برعهده دارد. بانکها و موسسات مالی و اعتباری تحت نظارت بانک مرکزی و همچنین شرکتهای کارگزاری رسمی بورس، میتوانند بهعنوان عامل فروش اوراق اجاره، ایفای نقش کنند. پس از عرضه اولیه اوراق اجاره توسط عامل فروش، معاملات ثانویه این اوراق در بازار سرمایه انجام میشود. منظور از معاملات ثانویـه این است که احتمال دارد فردی، تمایل نداشته باشد اوراق اجاره خود را تا پایان دوره سررسید نگه دارد. این فرد میتواند به یکی از شرکتهای کارگزاری مراجعه کرده و اوراق اجاره خود را برای فروش عرضه کند. طبیعتا افرادی هم هستند که در عرضه اولیه، موفق به خرید اوراق اجاره مذکـور نشدهاند و تمایل دارند این اوراق را خریداری کننـد. توجه نمایید که معاملات ثانوی این اوراق صرفا در بازار سرمایه (شامل بورس و یا فرابورس) انجام میشود.
6- عامل پرداخت: کلیه پرداختهایی که به دارندگان اوراق اجاره صورت میگیرد، شامل پرداخت اجارهبها یا در واقع، سود اوراق اجاره و همچنین پرداخت اصل سرمایه دارندگان اوراق اجاره در پایان دوره، توسط عامل پرداخت صورت میگیرد. در واقع، عامل پرداخت وجوه مربوطه را از شرکت منتشرکننده اوراق (بانـی)، دریافت کرده و به سرمایهگذاران پرداخت مینمایـد.
7- بازارگـردان: فرض کنید اوراق اجارهای، با سررسید چهار ساله را خریداری کردهاید. طبیعتا شما میتوانید این اوراق را تا پایان دوره اجاره، نگهداری کرده و ضمن دریافت سود در فواصل زمانی مشخص، اصل سرمایه خود را هم در پایان دوره اجاره دریافت کنید. اما ممکن است زودتر از زمان سررسید قصد داشته باشید این اوراق را بفروشید، در این حالت، انتظار دارید بهراحتی بتوانید اوراق اجاره خود را به پول نقـد تبدیل کنید. یکی از مهمترین وظایف بازارگردان، همین موضوع، یعنی تضمین نقدشوندگی اوراق اجاره است. بنابراین، وقتی شما برای فروش اوراق اجاره خود به شرکت کارگزاری مراجعه میکنید و درخواست شما ازطریق کارگزاری، وارد سامانه معاملات بورس میشود، درصورتی که در آن زمان خریداری برای اوراق وجود نداشته باشد، بازارگردان وظیفه دارد با خرید ایـن اوراق، نقدشوندگـی آن را تضمین کند.
پیش از این گفتیم که اوراق اجاره همانند اوراق مشارکت، یکی از انواع اوراق بهادار با درآمد ثابت محسوب میشود؛ زیرا خریدار این اوراق در فواصل زمانی تعیین شده، سود معینی را از ناشر اوراق دریافت میکند. در این بخش، قصد داریم انواع اوراق اجاره را به شما معرفی کنیم. اوراق اجاره را به دو شیوه، میتوان طبقهبنـدی کرد.
طبقهبندی اول، براساس نوع قرارداد اجاره است. براساس این طبقهبندی، اوراق اجاره به دو نوع 1- اوراق اجاره به شـرط تملیک و 2- اوراق اجاره عـادی تقسیمبندی میشوند.
1- اوراق اجاره به شرط تملیک
نوع قرارداد در این اوراق، قرارداد اجاره به شرط تملیک است. اجازه بدهید برگردیم به مثال شرکت هواپیمایی. اگر به خاطر داشته باشید، در این مثال گفتیم که نهاد واسط پس از انتشار و فروش اوراق اجاره، با پول حاصل از آن هواپیمای موردنیاز شرکت هواپیمایی را خریده و سپس هواپیما را به این شرکت اجاره میدهد. همچنین مبالغ اجارهبها را که در واقع سود سرمایهگذاران محسوب میشود، در فواصل زمانی مشخص از شرکت هواپیمایی دریافت و به سرمایهگذاران پرداخت مینماید. در مثال مذکور، گفتیم که در پایان دوره اجاره، نهاد واسط هواپیما را به قیمت اولیه، به شرکت هواپیمایی فروخته و اصل پول سرمایهگذاران را بازمیگرداند. معنی اجاره به شرط تملیک، دقیقا همین است، زیرا همزمان با انعقاد قرارداد اجاره، شرکت هواپیمایی متعهد میشود که هواپیما را در پایان دوره اجاره، به قیمت مشخص و تعیینشده از نهاد واسط خریـداری کند. به بیان دیگر، هواپیما با این شرط به شرکت هواپیمایی اجاره داده میشود که پس از پایان دوره اجاره، آن را با قیمت معین، بخرد. این نوع اوراق اجاره را که براساس قرارداد اجاره به شرط تملیک منعقد میشود، اوراق اجاره به شرط تملیک میگویند. اوراق اجارهای که تاکنون در کشور ما منتشر شده است، همگی از نوع اجاره به شرط تملیک بوده و به همین علت، سرمایهگذار از ابتدا مطمئن است که در پایان دوره اجاره، اصل سرمایه خود را دریافت میکند.
2- اوراق اجاره عادی
اگر در مثال شرکت هواپیمایی، از قبل شرط نشده باشد که هواپیما در پایان دوره اجاره، توسط شرکت هواپیمایی خریداری شود، چه اتفاقی میافتاد. در این صورت، نهاد واسط که وکیل دارندگان اوراق اجاره، به عنوان مالکان هواپیما محسوب میشود، باید در پایان دوره اجاره هواپیـما را بفروشد و سهم هریک از دارندگان اوراق را به نسبت میزان سرمایهگذاری آنها، پرداخت نماید. در این حالت، ممکن است هواپیما با قیمتی بالاتر یا پایینتر از قیمت اولیه، فروخته شود؛ بنابراین، برخلاف اوراق اجاره به شرط تملیک، در اوراق اجاره عادی، تضمینی وجود ندارد که در سررسید اوراق، عین مبلغ سرمایهگذاری افراد به آنها پرداخت شود و ممکن است این مبلغ، بیشتر یا کمتر از مبلغ سرمایهگذاری اولیه باشد. پس طبیعتا اوراق اجاره عادی در مقایسه با اوراق اجاره به شرط تملیک، ریسک بیشتری دارد. در ایران، تاکنون اوراق اجاره عادی منتشر نشده و همه اوراق منشر شده، اوراق اجاره به شرط تملیک بوده است.
تقسیمبندی دوم اوراق اجاره، تقسیمبندی براساس هدف از انتشار اوراق است. براساس این طبقهبندی، اوراق اجاره ممکن است برای یکی از سه هدف زیر تقسیمبندی شود:
1- اوراق اجاره با هدف تأمین دارایی:
مثالی که درباره شرکت هواپیمایی ذکر کردیم، نمونه مشخصی از اوراق اجاره تأمین دارایی است، زیرا در این مثال، شرکت هواپیمایی برای افزایش ظرفیت جابجایی مسافر، با کمبود هواپیما مواجه است و برای تأمین هواپیمای موردنظر خود، اقدام به انتشار اوراق اجاره (ازطریق نهاد واسط) مینماید، به این ترتیب میتواند بدون نیاز به پرداخت مبالغ هنگفت برای خرید هواپیما، به عنوان یک دارایـی، آن را اجاره کند.
2- اوراق اجاره با هدف تأمین نقدینگی:
در مثال قبل، فرض کنید شرکت هواپیمایی، به اندازه کافی هواپیما برای جابجایی مسافر در اختیار دارد، اما با مشکل کمبود نقدینگی برای سایر فعالیتهای خود مواجه است. برای حل این مشکل، شرکت هواپیمایی میتواند یک یا چند هواپیمای خود را ازطریق نهاد واسط، به سرمایهگذاران (خریداران اوراق اجاره) فروخته و مجددا از آنها اجاره نماید. به این ترتیب، شرکت هواپیمایی میتواند با پولی که از محل فروش هواپیمای خود به خریداران اوراق اجاره بدست میآورد، نقدینگی موردنظر خود را تأمین کند و در عین حال، هواپیما را هم در اختیار داشته باشد، با این تفاوت که قبلا هواپیما تحت مالکیت شرکت هواپیمایی بوده و الان، هواپیما در اجاره شرکت هواپیمایی است و خریداران اوراق اجاره، مالک آن محسوب میشوند.
3- اوراق اجاره رهنـی:
یکی از انواع قراردادهایی که بانکها و شرکتهای لیزینگ براساس آن به متقاضیان تسهیلات پرداخت میکنند، قرارداد اجاره به شرط تملیک است. براساس این قرارداد، بانک دارایی موردنظر متقاضی را خریداری کرده و در قالب قرارداد اجاره به شرط تملیک برای دوره مشخص (مثلا 4 ساله)، به وی واگذار میکند. در این نوع قرارداد در طول دوره اجاره، دارایی متعلق به بانک است و متقاضی، باید بابت استفاده از آن به بانک اجاره بپردازد. در پایان دوره اجاره هم متقاضی، با پرداخت مبلغ از پیش تعیین شده به بانک، دارایی را به مالکیت خود در میآورد. برای مثال، بانک هواپیمایی را در قالب قرارداد اجاره به شرط تملیک چهار ساله/ به یک شرکت هواپیمایی واگذار میکند. در این حالت بانک تا پایان دوره اجاره مالک هواپیما است و از شرکت هواپیمایی اجاره دریافت می کند.
حال فرض کنید پس از دو سال (یعنی قبل از موعد سررسید اجاره)، بانک به منابع مالی نیاز پیدا می کند. در این صورت بانک به عنوان مالک هواپیما می تواند هواپیما را به نهاد واسط فروخته و پول مورد نیاز خود را تأمین کند. طبیعتا نهاد واسط هم برای خرید هواپیما طبق فرآیندی که قبلا توضیح دادیم، اوراق اجاره منتشر کرده و با فروش اوراق به سرمایه گذاران، مبلغ مورد نیاز برای خرید هواپیما را به دست میآورد. به این ترتیب. مالکیت هواپیما ازطریق نهاد واسط، به خریداران اوراق اجاره منتقل شده و از آن تاریخ به بعد اقساط اجاره بهای هواپیما نیز به عنوان سود سرمایه گذاری به آنها تعلق خواهد داشت. بانک هم توانسته است منابع مالی مورد نیاز خود را با فروش هواپیما به دست آورد. به این نوع اوراق اجاره اوراق اجاره رهنی گفته می شود؛ زیرا بانک به عنوان بانی انتشار اوراق اجاره، هواپیمایی را که در رهن خود بوده، فروخته و از این طریق تأمین مالی میکند. اوراق اجاره رهنی عمدتا توسط بانک ها و شرکت های لیزینگ منتشر می شود.
در این قسمت، قصد داریم درباره یکی دیگر از انواع اوراق بهادار برای شما صحبت کنیم. اوراق بهاداری که حتما با اسم آن آشنا هستید. بله، سهام.
جالب است بدانید بیشترین حجم معاملات در بورس، به معاملات سهام اختصاص دارد، تا آنجا که برخی، حتی بورس را بازار سهام می نامند. همچنین بسیاری از سرمایهگذاران باوجود آنکه میدانند سهام در مقایسه با اوراق مشارکت و اوراق اجاره، ریسک بیشتری دارد، باز هم خرید و فروش سهام را به سایر اوراق بهادار، ترجیح میدهند. شاید مهم ترین دلیل این علاقهمندی، رابطه بین ریسک و بازده باشد، به این معنا که خریداران سهام با پذیرش ریسک بیشتر، انتظار دارند بازدهی بیشتری در مقایسه با اوراق مشارکت و اوراق اجاره به دست آورند.
اما سهم چیست؟ سهم، بیانگر میزان مالکیت فرد از یک دارایی است. اجازه بدهید با یک مثال بسیار ساده این موضوع را توضیح بدهیم. کارخانهای با سرمایـه یک میلیارد تومان را در نظر بگیرید. اگر کل کارخانه متعلق به یک نفر باشد، تنها آن فرد مالک کارخانه به شمار میرود. اگر چهار نفر به نسبت مساوی مالک کارخانه باشند، در آن صورت سهم هرکدام از آنها در کارخانه یک چهارم خواهد بود. حال فرض کنید مالکیت این کارخانه یک میلیارد تومانی بین هزار نفر بصورت مساوی تقسیم شود. در این صورت میزان مالکیت هر یک از این افراد در کارخانه یا به تعبیر دیگر، سهم هر فرد از کارخانه یک میلیـون تومان خواهد بـود. (یک میلیارد تقسیم بر هزار). بنابراین، سهم در تعریف بسیار ساده، بیانگر میزان مالکیت فرد از یک دارایی است.
مفهوم دیگری که بلافاصله پس از مفهوم سهام با آن مواجه می شویم، شرکت سهامی است. شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده است و هریک از صاحبان سهام به میزان سهمی که دارند، در شرکت مسؤولیت داشته و در سود و زیان حاصل از فعالیت شرکت نیز سهیـم خواهند بود.
کارخانهای که در مثال قبل ذکر کردیم، در واقع یک شرکت سهامی است که هزار نفر سهامدار آن هستند. اگر به خاطر داشته باشید، در بیان تاریخچه بورس هم گفتیم که اساسا شرکتهای سهامی، زمانی شکل گرفتند که بازرگانان به این فکر افتادند تا با سهیمکردن دیگران در کسب و کار خود، علاوه بر تأمین منابع مالی مورد نیاز برای کسب و کار، سود و زیان احتمالی حاصل از این کسب و کار را بین گروهی از افراد تقسیم کنند.
شرکت های سهامی، خود به دو دسته تقسیم می شوند:
الف: شرکتهای سهامی خاص: شرکت سهامی خاص، شرکتی است که همه سرمایه آن را موسسان (بنیانگذاران) شرکت تأمین میکنند و بنابراین، سهام آن برای عموم عرضه نمیشود. تعداد سهامداران در شرکت سهامی خاص باید حداقل 3 نفر باشد. حداقل سرمایه موردنیاز برای تأسیس شرکت سهامی خاص هم یک میلیون ریال (صد هزار تومان) است.
ب: شرکت سهامی عام: شرکتی است که بخشی از سرمایه موردنیاز آن، ازطریق عرضه سهام به عموم مردم تأمین میشود. در شرکت های سهامی عام، تعداد سهامداران نباید از 5 نفر کمتر باشد. حداقل سرمایه موردنیاز برای تأسیس شرکت سهامی عام، 5 میلیون ریال (500 هزار تومان) است. یکی از مهمترین شروط عرضه سهام شرکتها در بورس این است که شرکت، سهامی عام باشد.
خب، تا اینجا با مفهوم سهام و شرکت های سهامی تا حدی آشنا شدید. لازم است در اینجا چند نکته را درخصوص سهام و شرکت های سهامی ذکر کنیـم:
1- ویژگی مهمی که سهام را در مقایسه با اوراق بهادار با درآ مد ثابت مثل اوراق مشارکت و اوراق اجاره، برای سرمایهگذاران جذاب میکند، امکان کسب سود بیشتر در ازای پذیرش ریسک بالاتر است، زیرا اگر سرمایهگذار انتخاب مناسبی داشته باشد و سهام شرکت خوبی را انتخاب کند، میتواند بازدهی بالاتری در مقایسه با اوراق مشارکت و اوراق اجاره به دست آورد.
2- ریسک، ویژگی ذاتی سهام است، بنابراین، خرید و فروش سهام به افرادی که به هیچ عنوان توانایی و یا علاقهای به پذیرش ریسک ندارند، توصیه نمیشود. این گونه افراد بهتر است در اوراق بهادار با درآمـد ثابت، مانند اوراق مشارکت و اوراق اجاره سرمایهگذاری کنند.
3- دارندگان سهام، صرفا در سود و زیان و منافع شرکت سهیم نخواهند بود، بلکه به میزان سهمی که در اختیـار دارند، در قبال تعهدات شرکت نیز مسؤولیت دارند؛ بنابراین، لازم است سرمایهگذار قبل از خرید سهام یک شرکت، به طور کامل وضعیت آن شرکت را بررسی نماید. البته، ذکر این نکته لازم است که شرکتهایی که سهامشان در بورس خرید و فروش میشود، اغلب شرکتهای بزرگ، سودآور و دارای شرایط عمومی مناسب هستند، اما به هر حال، این موضوع نباید موجب شود که سرمایهگذار بدون تحلیل، برای خرید یا فروش سهم تصمیم بگیرد.
- چهار مزیت عمده سهام در مقایسه با سایر انواع اوراق بهادار
شاید این سوال برای شما بوجود آمده باشد که اساسا خرید و فروش سهام در مقایسه با اوراق بهادار با درآمد ثابت مانند اوراق مشارکت و اوراق اجاره، چه مزایایی دارد و چرا بسیاری از سرمایه گذاران، سهام را به سایر انواع اوراق بهادار، ترجیح می دهند. در این برنامه، قصد داریم چهار مزیت اصلی سهام را تشریح کنیم.
1- اولین مزیت سرمایهگذاری در سهام، امکان کسب بازدهی بیشتر در ازای پذیرش ریسک بالاتر است. اگر به خاطر داشته باشید، در معرفی اوراق مشارکت گفتیم که اگرچه نرخ سود این اوراق، علیالحساب است و نرخ سود قطعی پروژه در سررسید محاسبه و پرداخت میشود، اما معمولا نرخ سود قطعی تفاوت زیادی با نرخ سود علیال



